بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
430
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
مفيد آيد و بخور قوابض خصوصا بيج كبر در جمله نافعتر باشد چون بعد تقاضا فى الحال نشستگاه جود را برود و آنها دارند و آنجا كه سبب بلغم شور بود مغز جوز بريان كرده سه درم و نانخواه يك درم و كند بر نيم درم جمله را بكوبند و در آب گرم بياشامند بعد از آنكه دو روز غذا كرده باشند و غذا كشكاب و شكر دهند يا اماج كه تخمهاى بوى داده داشته باشند و به پيه بز در زردچوبه پخته باشند و امثال اينها موافق آيد و رس بالاى اين طعامها مناسب بود و اگر سعد و قصب الزريره و انيسون را يك شبانروز در آب كنند و صاف آن را با قدرى پيه و شراب كهنه خلط كرده دهند نافع آيد و در طبيخ بابونه و قيصوم و گل بنفشه و اكليل و مرزنگوش و برگ كرنب نشستن و بعد از آنكه مقعده را بروغن كتان تمريخ كرده باشند فائده دهد و انوريد گويد كسى را در يك روز بدين علاج كردم و اگر تقاضا باشد و چيزى جدا نشود گوگرد را با پيه بز بكوبند و ديگى سفالين را در تك او ثقبه كنند و آن دوا را در شيب ديگ دود كنند سرنگون نهاده و محل را بر ان سوراخ نهند مدتى فائده دهد و آنجا كه سبب خوردن چيزهاى سرد بالفعل باشد چيزهاى گرمكننده بالفعل خوردن و بتكميدات كرده پيوسته و غذاى اندك گرم نرم لطيف خوردن فايده دهد و قى كردن بآبهاى سخت گرم نافع آيد و آنجا كه سبب رسيدن سرما بود از خارج به محل تكميد ريگ و زيره و امثال آن بافراط فائده بخشد و همچنين طلا كردن روغن بابونه و شبت گرم كرده درين هر دو قسم بر وى اگر دو درم حب الرشاد بريان كرده و يا كوفته در آب گرم بدهند سودمند آيد و رس و كبسى خوردن بر بالاى طعام هم منفعت رساند و آنجا كه سبب سختى مركوب بود روغن گل و زردهء تخممرغ و مقل سوده بهم زده و نيمگرم كرده بر مقعده ماليدن فايده دهد و معالجات كه در زحير اطفال گفته شده منافع آن جهت مردم رسيده هم آزموده است هريك در محل كه مناسب آن باشد و آنجا كه سبب خشكى ثفلى بود شكم را نرم بايد ساختن به مثل شراب بنفشه و گلقند با لعابها و معجون بنفشه در طبيخ بيخ خطمى و تخم بهى و طعامى چرب بىقاتق بود و خبازى و اسفناخ و ملوخيه در ان افگنده باشند و گاه باشد كه آب گرم خورانيدن و در ان نشانيدن كافى بود و اگر اقوى ازين تدابير خواهند خيار شنبر با روغن بادام يا كتيرا و رب السوس بايد دادن و حقنه نرم كه مقل زرق در ان باشد فرمودن و از هرچه خشكىفزا باشد حذر كردن و بدانكه در اكثر زحيرها گرم داشتن اسافل و تكميد كردن بر سيب كمرگاه و بر چيزهاى گرم و خشك بالفعل نشانيدن و بر بخور قوابض داشتن بعد فراغ گلقند